![]() |
![]() |
|
| نوشته ها ونقاشی های من |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم فروردین 1385ساعت 10:1 توسط پگاه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:59 توسط پگاه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:57 توسط پگاه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 14:53 توسط پگاه |
|
|
مثل یک رنگین کمان شاپرک آمد کنار پنجره روی شیشه،مثل برگی دیده شد دست بردم تا بگیرم ، او پرید برگی انگار از درختی چیده شد شاپرک باز آمد و آن جانشست بال رنگارنگ خود را باز کرد آفتاب مهربان چون مادری بال های نازکش را ناز کرد پشت شیشه ، آفتاب مهربان می درخشید از میان آسمان دیده می شد بال های شا پرک روی شیشه مثل یک رنگین کمان |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384ساعت 20:42 توسط پگاه |
|
|
آهاى آهاى بچّه ها بيايد به تماشا اگرهر شب مسواك بزنيد هميشه دندان هايتان سالم است. اگر مسواك نزنيد ميكرب ها در دندان هايتان لانه ميكنند و ديگر دندان هايتان سالم نيستند و بايد دندان ها يتان را بكشيد و دندان مصنوعى بگذاريد. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1384ساعت 14:53 توسط پگاه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم بهمن 1384ساعت 14:32 توسط پگاه |
|
|
اگر اين همه نعمت هاي خداوند نبود چه ميشد؟ هيچ كدام از ما ها زنده نمي ما نديم. اين همه خداوند به ماها نعمت داده است. كاش هيچ كس نعمت هاي خداوند را فراموش نمي كرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه پانزدهم بهمن 1384ساعت 20:48 توسط پگاه |
|
|
و خورشيد زيبا رفت. من خيلي ناراحت شدم و به اتا قم رفتم و به خودم گفتم كاش آفتاب زيبا نميرفت و يك صفحه در آسمان آبي اش يك خورشيد زيبا داشت يك خوش حال شدم و يك دفعه از خواب پريدم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم بهمن 1384ساعت 15:31 توسط پگاه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه پنجم بهمن 1384ساعت 15:51 توسط پگاه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 |
|
RSS
|